السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

51

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

آيات و رواياتى را كه رؤيت را اثبات مىكند تأويل كرده و حمل بر مجاز كرده‌اند . و تو نيك مىدانى كه دليل ايشان متوجه نفى رؤيت بصرى و مشاهدهء حسى است كه جز شمارى اندك از متكلمين سنّى و اهل ظاهر ، همان‌گونه كه به آنان نسبت داده شده است ، كسى ادعاى چنين مطلبى را نكرده است . و اخبارى كه در نفى رؤيت رسيده است در مقام ردّ اينچنين كسانى است . و اين مطلبى است كه با تتبع و مراجعه به مناظرات و احتجاجات معصومين عليهم السّلام روشن و آشكار مىشود . پس منظور معتقدان به رؤيت و شهود ، رؤيت بصرى و مشاهدهء حسّى نيست ، بلكه آنان معتقد به نوع ديگرى از شهودند كه عبارت از اين است كه موجود امكانى ، فقر و نياز و عدم استقلال ذات خود را و غناى محض مبدع و پديد آوردندهء خويش را با تمام وجود امكانى خود ، نه با چشم حسّى و نه در مقام ذهن و فكر ، مشاهده كند و اين مطلبى است كه براهين عقلى آن را به خوبى ثابت كرده است و ظواهر كتاب و سنت نيز بر آن شهادت مىدهند ، بلكه مقتضاى براهين عقلى ، استحالهء انفكاك موجود امكانى از چنين شهودى است و آنچه كه مطلوب است البته همان علم به شهود و معرفت است ، نه اصل شهود ضرورى ، كه علم حضورى است . و خلاصه ، چون عمدهء نفى مخالفان شهود متوجه مسئلهء رؤيت است ، ما پاره‌اى از دلايل ايشان را يادآور مىشويم و بقيه را به آينده ارجاع مىدهيم . آياتى كه مورد استناد قرار گرفته‌اند چنين است ؛ خداوند مىفرمايد : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ . « 1 » ( آن روز رخسار طايفه‌اى از شادى برافروخته و نورانى است و به چشم قلب ، جمال حق را مشاهده مىكنند . ) و مىفرمايد : وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى . « 2 » ( و كار خلق عالم به سوى خدا منتهى مىشود . ) و مىفرمايد :

--> ( 1 ) . قيامت / 22 و 23 ( 2 ) . النجم / 42